⭐ برجسته
خاطرات
۲ اسد ۱۴۰۵
صدای خاموش اضطراب
امروز یکی از آن روزهایی بود که اضطراب، پیش از آنکه در کلماتم دیده شود، خودش را در دستانم نشان داد.
آخرین داستانها
خاطرات
۱ اسد ۱۴۰۵
پشت دری که بسته شد
در هیاهوی زندگی، وقتی یک در به رویت بسته میشود، در دیگری به رویت باز میشود.
خاطرات
۳۱ سرطان ۱۴۰۵
نامهای برای پدر جانم
پدر، ای مظهر عشق و وفاداری ناب، ای چراغ روشن شبهای تار و بیپاسخ
خاطرات
۳۰ سرطان ۱۴۰۵
برای نوریه
کاش میدانستی دختری نصف شب به تو فکر میکرد.
خاطرات
۲۹ سرطان ۱۴۰۵
پشت آن مرز، من دیگری جا ماند
همه چیز پس از سقوط افغانستان به دست طالبان آغاز شد؛ زمستان ۱۴۰۱، در هفدهم حوت.