آخرین داستان‌ها

 پشت دری که بسته شد
خاطرات
۱ اسد ۱۴۰۵

پشت دری که بسته شد

در هیاهوی زندگی، وقتی یک در به رویت بسته می‌شود، در دیگری به رویت باز می‌شود.

۱۰۴ ۵ ۰
نامه‌ای برای پدر جانم
خاطرات
۳۱ سرطان ۱۴۰۵

نامه‌ای برای پدر جانم

پدر، ای مظهر عشق و وفاداری ناب، ای چراغ روشن شب‌های تار و بی‌پاسخ

۶۴ ۱ ۰
برای نوریه
خاطرات
۳۰ سرطان ۱۴۰۵

برای نوریه

کاش می‌دانستی دختری نصف شب به تو فکر می‌کرد.

۶۳ ۰ ۰
 پشت آن مرز، من دیگری جا ماند
خاطرات
۲۹ سرطان ۱۴۰۵

پشت آن مرز، من دیگری جا ماند

همه‌ چیز پس از سقوط افغانستان به دست طالبان آغاز شد؛ زمستان ۱۴۰۱، در هفدهم حوت.

۹۴ ۴ ۹