⭐ برجسته
خاطرات
۲۲ سرطان ۱۴۰۵
پدر قهرمانم
بعد از چند سال تصمیم گرفتم نامهای دوستانه برایت بنویسم؛ این نامه را از اعماق قلبم برایت مینویسم.
آخرین داستانها
خاطرات
۲۲ سرطان ۱۴۰۵
گذشتهها قشنگ بود
درِ حویلی را بستیم و راه افتادیم. هنوز هم آن مسیر را بهخوبی به یاد دارم. از کوچه خاکی گذشتیم.
خاطرات
۲۱ سرطان ۱۴۰۵
امید در دل سختی ها
ما در جایی زندگی میکنیم که امید داشتن و رؤیا دیدن برای یک دختر، گویی حرام شده است. تنها به خاطر دختر بودن، از همهچیز محروم شدیم؛ از رؤیا داشتن، از زندگی کردن، و از بسیاری چیزهای دیگر...