نامهای به بانوی الهامبخش، داکتر شکردخت جعفری
سلام بر بانویی که امید را در دلهای خسته روشن کرد و به دختران سرزمینش آموخت که در پشت هر سختی، امیدی پنهان است.
آخرین روایتها
مهاجرت
همیشه فکر میکردم بیپدری و یتیمی کمرشکن است؛ زندگی بدون پدر، آن هم وقتی دختر باشی، دختر افغان باشی و صدها رؤیا در سر داشته باشی.
روزی که رویاهایم جان گرفت
امروز برای من روزی متفاوت و خاص بود؛ روزی که حس کردم زندگیام وارد مرحلهای نو شده است.
پدر قهرمانم
بعد از چند سال تصمیم گرفتم نامهای دوستانه برایت بنویسم؛ این نامه را از اعماق قلبم برایت مینویسم.
گذشتهها قشنگ بود
درِ حویلی را بستیم و راه افتادیم. هنوز هم آن مسیر را بهخوبی به یاد دارم. از کوچه خاکی گذشتیم.