خلاصه‌ کتاب موعد مقرر
قبل شروع این کتاب، حدس می زدم که با تصوف، فلسفه‌ی آن و با  آموزه های «مولانا» و «شمس تبریزی» رو‌به‌رو شوم. اما همچنان انتظار داشتم بیشتر با موضوعات و جملات انگیزشی بی‌اساس مواجه شوم. ولی این پیش‌فرض تا پایان کتاب باقی نماند.

این کتاب با الهام از اندیشه‌های شمس تبریزی و مولانا نوشته شده است و تلاش می‌کند نشان دهد که عرفان، فقط متعلق به گذشته نیست؛ بلکه می‌تواند راهنمای زندگی امروز نیز باشد. نویسنده از طریق داستان‌ها، مثال‌ها و جملات کوتاه، خواننده را به سفری درونی دعوت می‌کند.

نخستین درس کتاب، شاگرد بودن است. از نگاه نویسنده، کسی که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند، دیگر چیزی نمی‌آموزد. شاگرد واقعی با فروتنی، پرسشگری و آمادگی برای تغییر زندگی می‌کند.

موضوع مهم دیگر، صبر است. نویسنده بارها تأکید می‌کند که هر اتفاقی در زمان مناسب خود رخ می‌دهد. بسیاری از رنج‌های انسان از عجله، مقایسه کردن خود با دیگران و تلاش برای کنترل همه چیز، به وجود می‌آید. صبر به معنای دست روی دست گذاشتن نه، بلکه تلاش کردن و هم‌زمان پذیرفتن زمان‌بندی زندگی است.

کتاب، سپس به عشق می‌پردازد. عشق از نگاه شمس و مولانا فقط یک احساس عاشقانه نیست، بلکه نیرویی است که انسان را از خودخواهی دور می‌کند، قلب او را نرم‌تر می‌سازد و او را به خدا، طبیعت و دیگر انسان‌ها نزدیک‌تر می‌کند. یکی دیگر از پیام‌های اصلی کتاب، شناخت خود است. نویسنده معتقد است بسیاری از انسان‌ها تمام عمر، دیگران را می‌شناسند، اما از خویشتن غافل‌اند. کسی که خود را بشناسد، راحت‌تر ضعف‌ها، ترس‌ها و توانایی‌هایش را می‌پذیرد و کمتر اسیر قضاوت دیگران می‌شود.

در بخش‌های دیگر، نویسنده درباره سکوت سخن می‌گوید. سکوت فرصتی برای شنیدن صدای درون و آرام کردن ذهن است. انسان همیشه با زیاد حرف زدن رشد نمی‌کند. گاهی سکوت، بهترین آموزگار است. 

هاکان منگوچ همچنین بر رها کردن وابستگی‌ها تأکید می‌کند. وابستگی به گذشته، ترس از آینده، علاقه افراطی به مال و مقام یا نیاز دائمی به تأیید دیگران، مانع آرامش است. رهایی از این وابستگی‌ها، انسان را سبک‌تر و آزادتر می‌کند. از نگاه نویسنده، هر انسانی معلمی برای ماست. حتی کسانی که باعث رنج ما می‌شوند, می‌توانند چیزی درباره صبر، بخشش یا شناخت خود به ما بیاموزند. بنابراین باید به هر تجربه‌ای به چشم فرصتی برای رشد نگاه کرد. کتاب همچنین بر سپاسگزاری تأکید دارد. قدردانی از نعمت‌های کوچک، نگاه انسان را از کمبودها به داشته‌ها تغییر می‌دهد و آرامش بیشتری به او می‌بخشد.

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که شاگرد شمس بودن یعنی همیشه در مسیر یادگیری، عشق، فروتنی و خودشناسی باقی ماندن. انسان کامل کسی نیست که هرگز اشتباه نکند، بلکه کسی است که از هر تجربه درس بگیرد و هر روز اندکی بهتر از دیروز شود.

نکات جالب برای من؛ یک نکته از این کتاب که خیلی برای من جالب بود پرداخت به سوال (من کی هستم؟) است. هاکان منگوچ با ارجاع به آموزه های شمس تبریزی، به نکاتی اشاره می‌کرد که برای پرداختن به این سوال کمک کننده بود. در بخش دو، خواننده را به تأمل دعوت می‌کرد؛ کجا و چه وقت برای دیگری، دست از خودت کشیدی؟

و همچنین در بخش سه، هاکان منگوچ از  نقاب‌ها و عناوینی صحبت می‌کند که ما با گذاشتن آنها هر چند که در جامعه پذیرفته می‌شویم؛ اما دچار از خود بیگانگی نیز می‌گردیم.

شخصیت شمس تبریزی با ویژه‌گی های رُک، پرسشگر، شکاک و جستجو‌گر برایم خیلی جالب تمام شد و فکر می کنم ایشان خود، فیلسوفی بوده اند.
Monawar Hudari

منور حیدری

• نویسنده

.منور هستم، و ۱۸ سال سن دارم . من از همون صنف های ابتدایی مکتب همواره نوشتن مقاله های کوچک داستانک‌ و ‌قصه‌ها را دوست داشتم. ومی نوشتم. اما چهار سالی می‌شود نوشتن برایم معنی دیگری دارد،از آن زمان شروع به نوشتن کردم، که تجربیاتم حیثیت یک داستان و روایت گفتنی را برایم داشت. نزدیک پنج سال پیش که کودکی ۱۳ بودم. از اون زمان نوشتن برای من آغاز جدیدی داشت و همچنین معنی دیگری. برای بیان افکار خودم می نوشتم. که متشکل از تکه پاره های از جنگ، نا‌امنی، محرومیت بود، .و با الهام از کتاب‌ها افکار و تجربه‌های خودم را در کاغذی پنهان درج می کردم . برایم نوشتن نوعی تراپی است. برای من نوشتن یعنی «خودم» و امروز علاقه من به ادبیات فلسفه و موضوعات اجتماعی مرا وادار به نوشتن نقد می کند. ومن می نویسم. به صورت خودجوش . و من هر بار با محدودیت بیشتری روبه رو می شوم، بیشتر به نوشتن تشویق می شوم، انگیزه ام به نوشتن همان، بیان افکار نا گفته و نشان دادن نا برابری ها و به نوعی ایستادگی است.

۶ بازدید ۰ نظرات

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین کسی باشید که نظر خود را به اشتراک می‌گذارد!